فريد الدين العطار النيسابوري
97
منطق الطير ( چاپ عكسى ) ( فارسى )
خود صلوة و صوم بىحد داشت او * هيچ سنّت را فرو نگذاشت او پيشوايانى كه در پيش آمدند * پيشِ او از خويش بىخويش آمدند موى مىبشكافت مردِ معنوى * در كرامات و مقاماتِ قوى هر كه بيمارى و سستى يافتى * از دَمِ او تندرستى يافتى خلق را فى الجمله در شادى و غم * مقتدايى بود در عالم عَلَم گر چه خود را قُدْوهء اصحاب ديد * چند شب بر هم چنان در خواب ديد ، كز حرم در رومش افتادى مقام * سجده مىكردى بُتى را بر دوام چون بديد اين خواب ، بيدارِ جهان * گفت « دردا و دريغا اين زمان ، يوسفِ توفيق در چاه اوفتاد * عَقْبَهاى دشوار در راه اوفتاد من ندانم تا ازين غم جان برم * تركِ جان گفتم ، اگر ايمان برم . » نيست يك تن بر همه روىِ زمين * كو ندارد عَقبَهاى در ره چنين گر كند آن عَقْبَه قطع اين جايگاه * راه روشن گرددش تا پيشگاه ور بماند در پسِ آن عَقْبَه باز * در عقوبت ره شود بر وى دراز آخر از ناگاه پيرِ اوستاد * با مريدان گفت « كارم اوفتاد